أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

46

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

[ 57 ] از آن پيش كين نيّر دلفروز * ز عارض شود روشنىبخش روز دبير فلك چون گرفت ارتفاع * مه و مهر را ديد در اجتماع در احكام از آن روى كرد اين رقم * كز افلاك نورى برآرد علم كه افتد اگر مهر در سايه‌اش * شود نور آن سايه سرمايه‌اش نه چون نور مه بر كهان و مهان * شود گاه پيدا و گاهى نهان دهد پرتو اين نيّر جانفزا * بر آفاقيان تا به روز جزا فتح پنجم در طالع شدن آفتاب عالم‌افروز شاهى از اوج هدايت و دين‌پناهى و پرتو افكندن بر مفارق عاليمان از ذروهء ماه تا حضيض ماهى ضماير بىعيب رازدانان غوامض غيب در قبول اين معنى بىشبهه و در وقوع اين دعوى بىريب خواهد بود كه بقاى دودمان اولاد آدم و ابقاى خاندان اهالى عالم وابسته به آن است كه در ميانهء اصناف امم سلسلهء توالد و قاعدهء تناسل برحسب ضابطهء تناسب و تعادل مرعى بوده خلّاق حكيم عليم كسوت « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » « 1 » را خلعت خلقت هيولاى عكس‌نماى « فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ » « 2 » سازد و آن نخل نامى و نيشكر گرامى را به خوبتر آبى در هواى جانفزاى « وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » « 3 » به اوج خوبى و ذروهء محبوبى سرافرازد تا معنىشناسان صور و ابداع ايجاد در كارخانهء انشاء و اختراع فغان « خلق اللّه تعالى [ 58 ] آدم على صورته » « 4 » به گوش ملأ اعلى رسانند و هريك از

--> ( 1 ) . تين ( 95 ) آيهء 4 . « كه ما آدمى را در نيكوتر اعتدالى بيافريديم » . ( 2 ) . انفطار ( 82 ) آيهء 8 . « و به هر صورتى كه خواست اعضاى تو را به هم انداخت » . ( 3 ) . ص ( 38 ) آيهء 72 . « در آن از روح خود دميدم » . ( 4 ) . در الجامع الصغير ، ج 1 ، ص 606 ، رقم 3928 به اين عبارت آمده است : « خلق اللّه آدم على صورته » .